Tuesday, October 18, 2011
پنجاه و یک
امشب
کتابخانه را خالی میکنم
کمدها را
جیبهایم را
کیف کوچکم را
دستهایم را
میخواهم در این خالی محض
قدم بزنی
بنشینی
صدا کنی
آن روز که آسمان
پوشیده از ابرهای سیاه بود
نبارید
چیزی آغاز نشد
تو در این خالی
آسمان آن روزی
آغازی سهمگین
Newer Post
Older Post
Home