Tuesday, August 23, 2011
چهل و هشت
دو یاقوت بنفش
روی میز نشستهاند
ساکت و صبور
نور را رنگ میکنند
یاقوتها
در نزدیکی گوشهایش
معلق میشوند
هر گوش ساعتی است
و هر یاقوت
پاندولی
زمان را همین پاندولها
به آشوب کشیدهاند
Newer Post
Older Post
Home