اعترافنویسی سنتی است برآمده از مفهوم مسیحی اعتراف. گناه آغازین از آنجا که دستهای بشر مسیحی را به کثافتی پاکناشدنی آغشته، کثافتی که نمیتوان پنهانش کرد، او را برای اعتراف به کثافات ضمیمهی بعدی نیز محیا میکند. هرچند آنچه امروز به عنوان «اعترافات» میشناسیم، و احتمالا اکنون بیشتر در جایگاه نوعی ادبی خوانده میشود، محدود به آشکار ساختن کثافات نفس نیست. بلکه بیانی است برای خود نفس.
مدتی است استعارهای غریب در ذهن دارم: اگر فردی تمامی آنچه را به یاد میآورد، اندیشیده است و احساس کرده است، از کودکی تا لحظهی آغاز نوشتن، بنگارد، او در لحظهی پایان نوشتن، چه چیزی بیشتر برای خود است از آن چیزی که نگاشته؟ آیا با متن برابر میشود؟ پاسخ من این است: او منهای متنی که نگاشته، توانش خلق و تداوم و تجربه است و آن چه از او در این تفریق به جا میماند، حاصل برداشتن بار گذشته نیست. به عکس، حاصل رها شدن از «آنیت» است.
«اعترافات» چنین است و در همان حال، گشودگی به دیگران نیز هست. دعوتی برای عموم به خواندن نفس من. دعوتی که شاید به تحقیر و قضاوت و آلوده شدن دست عموم به کثافتی دیگر بیانجامد. از این رو شجاعتی میخواهد که تنها در نزدیکی به مرگ، زمانی که هر ترسی در برابر آن ترس بنیادین رنگ میبازد، میسر میشود. من اکنون جوانی بیست و هفت سالهام و سراغ گرفتن از آن شجاعت در خود، تنها جوانییی دیگر است. با این حال، اعترافات، با کلیشهی «تا جایی که میشود»، از این لحظه آغاز میشود. سعی میکنم از ساختن و برساختن و بزکگری به دور باشد.
مدتی است استعارهای غریب در ذهن دارم: اگر فردی تمامی آنچه را به یاد میآورد، اندیشیده است و احساس کرده است، از کودکی تا لحظهی آغاز نوشتن، بنگارد، او در لحظهی پایان نوشتن، چه چیزی بیشتر برای خود است از آن چیزی که نگاشته؟ آیا با متن برابر میشود؟ پاسخ من این است: او منهای متنی که نگاشته، توانش خلق و تداوم و تجربه است و آن چه از او در این تفریق به جا میماند، حاصل برداشتن بار گذشته نیست. به عکس، حاصل رها شدن از «آنیت» است.
«اعترافات» چنین است و در همان حال، گشودگی به دیگران نیز هست. دعوتی برای عموم به خواندن نفس من. دعوتی که شاید به تحقیر و قضاوت و آلوده شدن دست عموم به کثافتی دیگر بیانجامد. از این رو شجاعتی میخواهد که تنها در نزدیکی به مرگ، زمانی که هر ترسی در برابر آن ترس بنیادین رنگ میبازد، میسر میشود. من اکنون جوانی بیست و هفت سالهام و سراغ گرفتن از آن شجاعت در خود، تنها جوانییی دیگر است. با این حال، اعترافات، با کلیشهی «تا جایی که میشود»، از این لحظه آغاز میشود. سعی میکنم از ساختن و برساختن و بزکگری به دور باشد.