Saturday, April 3, 2010

دانشگاه

پیرمردها
سیگار را در محوطه سر می‌کشیدند
چای را در سلول
سه تا سه تا
درون سلول یکی جمع می‌شدند
چرت می‌گفتند و چرت می‌شنیدند
هر سال
زندان‌بانان
جوانان مرددی بودند
سردرگم
لابه‌لای راه‌روها